حسادت مطلق

متن مرتبط با «نهایت» در سایت حسادت مطلق نوشته شده است

اولین دیدار، حس های بی نهایت، شناخت ویژگی های واقعی یکی از دوستام، شب رحلت،

  • نیلوبلاگ

    دکتر عشق و احساس اولین دیدار،حس های بی نهایت،شناخت خصوصیت های واقعی یکی از دوستام،شب رحلت، روز خوبی بود همه چی داشت خوب پیش میرفت،ظهر بود،سرما داشتم خواب بودم،یه مسواک،پوشیدم اومدم،یه ژاکت قهوه ای یه شلوار مشکی،رفتم کنار کتابخونه،چیزایی که خودم یادمه،دیر شده بود هوا هم سرد بود،خلاصه رسیدم,دیدم پیام دادم بیا این طرف ماسک داشتم تا سرما نخوره نفسیم،بار اول بود میدیمش که بیاد پیشم،یه پالتو خز دار یه کیف دستی،یه کفش حالت پوتین اینا بود،یا نیم بوت،خلاصه سوار شد و تا اونجایی که یاد...

    ادامه مطلب
  • اولین دیدار،حس های بی نهایت،شناخت ویژگی های واقعی یکی از دوستام،شب رحلت،

  • نیلوبلاگ

    اولین دیدار،حس های بی نهایت،شناخت ویژگی های واقعی یکی از دوستام،شب رحلت، روز خوبی بود همه چی داشت خوب پیش میرفت،ظهر بود،سرما داشتم خواب بودم،یه مسواک،پوشیدم اومدم،یه ژاکت قهوه ای یه شلوار مشکی،رفتم کنار کتابخونه،چیزایی که خودم یادمه،دیر شده بود هوا هم سرد بود،خلاصه رسیدم,دیدم پیام دادم بیا این طرف ماسک داشتم تا سرما نخوره نفسیم،بار اول بود میدیمش که بیاد پیشم،یه پالتو خز دار یه کیف دستی،یه کفش حالت پوتین اینا بود،یا نیم بوت،خلاصه سوار شد و تا اونجایی که یادمه،دیدم نفسیم داره رو میگیره و خجالت داره میکشه،دیگ چیزی یادم نبود،صحنه ای که دنده عقب گرفتم یادمه البته اونم دیشب خودت دیشب گفتی در کل هرچیزو گفتی اکثرش یادمه،ولی چیزایی که یادمه این بود که گریه گرفتن دستات احساس تنفر از خود،رسوندنت به...

    ادامه مطلب