خرید بک لینک
خواب بودم دیدم گوشیم زنگ میخوره،گوشیم رو سایلنت بود ولی یه لحظه ناخودآگاه برگشتم دیدم صحفه گوشیم داره نور میده،دیدم نوشته مرضیه و داره زنگ میخوره برداشتم و بله....

عشقم بعد از کلی داره زنگ میزنه و صدام نمیشنوه،خلاصه باهاش حرف زدم و واینا،تا پوشیدم و آماده شدم رفتم باشگاه تو راه واسش زنگ زدم عشقم خیلی شاد بود،خدایی عشقه ها فکر نکنین کم الکیه وقتی داره حرف میزنه یه شور و نشاطی تو صداشه که هرکسی نمیتونه درکش کنه،واقعا عالی بود حسش،واقعا معرکه بود وجودش،یعنی جوری باهات برخورد میکرد که نابود میشدی اصلا احساسش میکردی که چی داره میگه با صداش صدای قلبشو عشق و علاقشو میفهمیدی،یه عشق پاک یه احساس ناز یه حس غیرقابل توصیف و حس زندگی بخش،همه چیز رو ازش میفهمیدی،خیلی عالی بود حسش،بهترین بود،خلاصه بگذریم از سرمای هوا حاشیه های کناری سانتافه و ضایع شدن دوستت پشت تلفن و....

خلاصه بگذریم از همه اینا فقط تویی و خودت تو همه چیزمی بهترینی عاشقتم،عشق همیشگیمی،همه جا هم باهم میریم،چند ماه که چیزی نیست زود میگذره، چش رو هم بذاری تمومه چش همه هم کور میشه،چش حسود کور،دوست دارم عاشقتم زندگیمی بووووووس

برچسب: تفریح,احسان,مکالمه,خواب,مکالمه,سرما,سانتافه,باشگاه,عکس, نویسنده: رضا هاشمی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:21

صفحه بندی